تبليغاتX
شب نویسی های یک جوجه تیغی



























شب نویسی های یک جوجه تیغی

1. این روزها که می گذرد شادم که می گذرد این روزها...شادم...
2. پاسخ یکی از سوالاتی که زیاد ازم شده (!)
از بین کارای شهرداد روحانی، فقط و فقط Voices of The Night رو به طرز دیوانه وار دوست دارم...باهام حرف میزنه!
3. کشتیم خودمونو با این رتبه های سنجش...خدا به دادمون برسه...
4. من عاشق این مملکتم...گفتن داره؟
5. حالا هی لیست درست میکنیم از کارایی که میخوایم بعد کنکور بکنیم...ارواح شکممون که به یکیش برسیم!
6. دلم داره پـــــــــرواز میکنه برای همه ی کارتون های بچگیم...شده انتخاب رشته و اینا رو فراموش کنم بعد کنکور همشون رو یک دور نگاه میکنم!
7. اینقدر زود ناراحت نشین و محکم باشین؛ فقط خودمونیم که می دونیم تا چه حد گل و دوست داشتنی هستیم...دخترا باید در قبال دخترا خیــــــــــلی گذشت داشته باشن.
8. اخیرا همزیستی مسالمت آمیز با یک مارمولک توی حیاتمون برقرار کردم. منو می خندونه و به حرفام گوش میده، نمیدونم برای جبران چکار کنم؟ ایده ای دارین؟
9. سکوتی که مثل ویروس توی قلبم تکثیر میشه...به ضربان قلبت نیاز دارم...
10.  خدایا...تمومش کن؛ خوب تمومش کن...

برچسب‌ها: مثلا شادم, تو, مملکته داریم, رتبه های خاک بر سری
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 22:11 توسط جوجه تیغی| |


پی نوشت بی ربط: چرا اردیبهشت نمیشه پس؟ فکر میکنم تنها painkillerای که برام مونده نمایشگاه کتاب باشه...


برچسب‌ها: The morrow
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 22:47 توسط جوجه تیغی| |

1. به گزارش خبرنگار اعزامی، هفته ی آینده، هفته ی گریه و زوله (!) کشی نام گرفته است.

2. من نمی تونستم رأی بدم. چون هنوز هجده سالم نشده :دی

3. قراره 4 ماه پدربزرگمون هم استخراج بشه تا به پدرمون بپیونده

4. قرار من نمایه درست کنم واسه جشن فارغ التحصیلی... از اون نمایه هایی که با فیلم های بچه ها درست میشن، با افکت های سیاه سفید آخرش، و موزیک متن ایتالیایی پیانوی خالص...تو مایه های لودویکو اینادی و انیو موریکونه و Cinema Paradiso...!

5. خدایا...نمیدونم وقت دارم دیگه دعا کنم یا نه! آخر عاقبت کنکور همه مون رو به خیر کن...چیزی نمونده، خودت که میدونی!

6. گوش دادن به یانی را از دست ندهید.

7. علاوه بر اون، نوشیدن قهوه ی داغ و گوش دادن به کارهای موریکونه رو هم از دست ندهید.

8.بخشی از من هنوز می خواهد پرواز کند...به همان روز اول مدرسه؛ وقتی 7 سالم هم نشده بود...به همان روز زیبا و عجیب و ترسناک! که من، درست عین لوس ترین بچه ی دنیا، گریه می کردم... بیش از یک دهه گذشت...وقتی گریه می کنم قیافه ام با آن روز مو نمی زند! هنوز هم گریه می کنم...بلکه به آن روز برگردم...

9. « امسال، تنها درآمدمان، پدرمان بود »*

10. یعنی واقعا....بزرگ شدیم؟

10+1. اگه موقع تحویل سال نبودم، روی ماه همتون (تقریبا!) رو می بوسم...سال نو مبارک :)


* عمران صلاحی


برچسب‌ها: داره میاد, هفت سین, پیشاپیش تبریک میگم, میدونم استفاده ی درست از برچسب رو بلد نیستم
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 21:29 توسط جوجه تیغی| |

گاهی اوقات باید سوال هایی که در موردشان تردید دارید بپرسید
چون گاهی اوقات، کسی دقیقا منتظر است شما آن سوال را بپرسید
و وقتی در یک بعد از ظهر بارانی لعنتی دوشنبه، در تردید غرق شده اید
ممکن است طرف مقابل شما، از صبر کردن خسته شود
و خودش سوال مذکور را از خودش بپرسد
و ممکن است که خودش این سوال را چندان زیبا نپرسد
و ممکن است به این نتیجه برسد که از بیخ و بن برای شخص اشتباهی داشته صبر می کرده
و بعد از مدت کوتاهی، شما متوجه می شوید که مرتکب بزرگترین اشتباه عمرتان شده اید.

پی نوشت : گاهی، باید تکرار کرد.


برچسب‌ها: دنیای تکراری قشنگ, تو, تردید, لعنتی
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 22:33 توسط جوجه تیغی| |

مدت ها بود به خاطر ایران، از روی خوشحالی، از روی درخشش یک کورسوی زیبای امید، گریه نکرده بودم...

بعد نوشت 1 : به همه ی اونایی که سینما رو می فهمن و فیلم رو دیدن، توصیه می کنم پشت صحنه ش رو هم پیدا کنن و ببینن... نمی تونم تو کلمات توصیفش کنم.

بعد نوشت 2 :  ژانر اون دسته از کارگردانانی که حتی رویای گرفتن سیمرغ بلورین رو هم نمی تونن ببینن و فیلم فرهادی رو می برن زیر سوال


برچسب‌ها: اشک و لبخند
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 22:13 توسط جوجه تیغی| |


The Bridge of No Return is located between North Korea and South Korea. It was used for prisoner exchanges at the end of the Korean War in 1953. The name originates from the claim that many war prisoners captured by the United States did not wish to return home. The prisoners were brought to the bridge and given the choice to remain in the country of their captivity or cross over to the other country. However, if they chose to cross the bridge, they would never be allowed to return.


برچسب‌ها: زندگی آدم های روزگار
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 17:8 توسط جوجه تیغی| |

و بدین ترتیب، اینترنت ترکید.

و مشکلات مملکت حل شد.


برچسب‌ها: این ره که می رویم, غرغر, ریشه های تنفر
نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 14:27 توسط جوجه تیغی| |

1.        یه روز : من و کوالام و پنگوئنم و مارمولک جنگلی خط دارم، با استون مارتین DBS ، توی جاده ای در شمال اسپانیا در حال رانندگی!

2.        رویاهامون رو بچینیم روی هم و ازشون بالا بریم و برای اولین بار، از بالا به زندگی یه نگاه بندازیم...گوشه و کنار و کوچه پس کوچه های مخفی رو کشف کنیم...

3.     دقت کردین درست اون لحظه ای که چشماتون رو می بندین و یک سری لکه ی سبز و بنفش و آبی پشت پلکتون میاد...انگار آدم وسط سحابی اوریون غوطه ور شده!

4.        آدم هایی که سر یک مشت دانش آموز دختر داد می کشن و هیبت و قدرت و دیکتاتور پنهان درونشون رو توی صورت آدم می کوبن، فقط بدبختن. هر چند ممکنه خودشون احساس عظمت کنن!

5.        من یک بیولوژیستم...پس هستم!             

6.        اگر آدم هایی مثل جورج ارول زیادتر بودن، دنیا همونی میشد که الان دیگه تو فیلم ها هم نمی بینیم.

7.        هر وقت یکی میگه "خسته شدم..." من یاد اون آهنگ قمیشی میافتم که میگه :

 خسته شدم بس كه دلم دنبال يك بهونه گشت
بس كه ترانه خوندم و برگ زمونه بر نگشت ... :)

8.        بیا بخند ... تو جزو اون آدم هایی هستی که می خندن قشنگ ترن!

9.        شمبمه :دی

10.      به قول آقای خردمند : مراقب باشید... ربیع الاوله :دی


برچسب‌ها: حیوانات خانگی, تلسکوپ هابل, تو, غرغر, ملت چپ و راست و جلو و عقب دارن عروسی می کنن
نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 21:5 توسط جوجه تیغی| |